داستان مهریه - داستان های عبرت آموز و تلخ مهریه


کلیه عکس های سایت را به سهولت دریافت کنید مبل ها بازی آنلاین لرد ها [cycloneslider id ="10930"]


داستان مهریه – داستان های عبرت آموز و تلخ مهریه

 داستان مهریه – در این اینجا داستان های عبرت آموز و تلخ مهریه را که برای اشخاص حقیقی روی داده است را می توانید بخوانید.

امیدواریم این داستان ها برای تمامی ما عبرت آموز باشد.

داستانهای عبرت آموز و تلخ مهریه !

قسمت اول

ع آ : برای ما می نویسید :

یکسال هم زندگی ننمودم.

  به همسرم گفتم که مهریه را قبول ندارم و از نظرم فقط عددی هست که دو نفر به یکدیگر برسند.

همسرم نیز قبول کرد. اما پس از ازدواج گفت: مهرم میخواهم.

و وقتی مخالفت مرا دید وکیل گرفت و مرا به زندان انداخت. و سپس درخواست نفقه کرد. 

از ع آ  پرسیدیم آیا تو نمی دانستی مهریه همانند چک است ؟

و نمی دانستی پای چه برگه ای را امضا میکنی ؟

ع آ : اول اینکه او ( همسرش ) به من گفت: هرگز به مهریه و گرفتن آن فکر نخواهد کرد.

و گفت اگر بپذیرم پدرش اجازه ازدواج را میدهد.

به من گفت قبول بکن و مرا از دست پدرم نجات بده. 

می گفت وقتی وارد زندگی شدم مهریه خود را میبخشم .

سوال از ع آ : وقتی وارد زندگی شدید چه اتفاقی افتاد ؟

پاسخ ع آ : وقتی وارد زندگی شد گفت: چه لزومی دارد مهریه را ببخشم؟ اگر این کار را بکند پدرش ناراحت میشود. 

وقتی نمی خواهد از من چیزی بگیرد چرا بخواهیم خودمان را ازار بدهیم ؟

پس از مدتی متوجه شدم با شخص دیگری آشنا شده است.

 چون من به رابطه او شکاک شدم و از او شکایت کردم.

او نیز برای مهریه از من شکایت کرد و مرا به زندان انداخت.

داستانهای عبرت آموز و تلخ مهریه

قسمت دوم

سوال از نازنین نامزد سابق مهرداد. نازنین چرا  طلاق گرفتی ؟

 پاسخ : عید بود که به خواستگاری من آمد ، و گفت اشنا بشویم ، و نامزد کردیم .

سپس حتی خانه ما نیامد ، و منم اقدام کردم برای طلاق ،

سوال : گفتی که نامزد کردی ، و طلاق گرفتی. 

یعنی مهریه هم گذاشته بودی ؟ و این چطور نامزدی بود ؟

پاسخ نازنین : بله ، نامزد کردیم ولی عروسی نکردیم.

بعد رفتم وکیل گرفتم خواستم یه درس عبرت بهش بدم.

  سوال : آیا با یکدیگر هم بستر شده بودید ؟ پاسخ نازنین : خیر

 سوال : چقدر مهریه گرفتی ؟

پاسخ نازنین : نصف مهریه ام که ۱۱۰ سکه بود نصفشو گرفتم.

  سوال از نازنین : اکنون چکار میکنی ؟

پاسخ نازنین : یک پراید خریدم دانشگاه میرم درس میخونم.

سوال از مهرداد نامزد سابق نازنین داستان خودت را بازگو بکن چرا از نازنین جدا شدی ؟

تصور می کردم نامزد شدن همانند معنای واقعی نامزد شدن است.

پاسخ مهرداد : والا ما نازنین را در مراسم عقد یکی از بستگان دیدیم.

 مادرم پیشنهاد داد دختر خوبی است . سپس خانوادگی به منزل آنان رفتیم.

پیشنهاد کردم بهتر است خانواده ها بیشتر با یکدیگر آشنا بشویم.

و پدر نازنین گفت با اشنایی و نامزد شدن موافق است.

> من تصور میکردم نامزد شدن همانند معنای واقعی نامزد شدن است .

و روزی دومی را مشخص کردند. در روز دیگر که رفتیم که مثلا نامزد بشویم تا من با نازنین آشنا بشوم.

متوجه شدم که پدر نازنین یک عاقد را آورده و به من گفتند که آنها آبرو دارند و گفتگوی نامحرم با دخترشان به صلاح نیست.

اول خطبه عقد را خواندند و به من گفتند: اکنون نامزد هستید و نازنین هم گفت: با من جایی نمی آید و همسر من نیست تا زمانی که برایش عروسی بگیریم .

خانواده نازنین فکر می کردند که زن و شوهر حتما باید عروسی بگیرند تا زن و شوهر باشند.

سوال از مهرداد نامزد نازنین : چرا طلاق گرفتی ؟

پاسخ مهرداد : من نازنین را در لباس بلندش در عروسی دیده بودم.

حتی چهره او را بدون آرایش ندیده بودم. اخلاق او نمی دانستم چیست.

خانواده او را نیز نمیشناختم ، آن شب به درخواست خانواده عقدم کردند.

و به من گفتند که این یعنی نامزدی .

شب به خانه رفتم از ناراحتی گریستم چون اصلا نازنین را نمیشناختم.

از آنجایی که شهر خانه محل سکونت نازنین کنار دریا می باشد ، یکی دو مرتبه با او کنار دریا برای قدم زدن رفتم .

متوجه شدم که مناسب ازدواج با من نیست و اخلاقمان حتی به هم نمیخورد .

به مادرم گفتم و مادرم نیز به من گفت: حال که او را نمی خواهی به منزل انها نرو تا نامزدی را بهم بزنیم .

بعدش هم وکیل نازنین با من تماس گرفت و حکم جلبم را گرفت.

منم مجبور شدم درس و دانشگاهم را کنار بگذارم و سر کار بروم تا مهریه نازنین را بدهم.

حتی دو روز هم با او زندگی نکردم.

داستان و مثال های واقعی …

***داستان زیر واقعی است و از زن و شوهری در دادگستری بازگو شده اما به دلیل احترام به اشخاص نام افراد تغییر داده شده است***

جنیفر به عقد مازیار در می آید.  مازیار که شخص معتقد و مذهبی بود و به صورت سنتی ازدواج نموده بود و کلام الله قرآن را حافظ و نگهدار زندگی آینده خود می دید. و امضا پای ورقه عقد و مهریه را مانع از شروع ازدواج می دید.

فقط یک امضا نمود و سال ها عذاب و مشکل او  آغاز شد.

*جنیفر دختر زیبایی نبود و ازدواج مازیار به خاطر هووس نبود*

مازیار که تولید کننده صنایع دستی و لوازم منزل بود ، هر روز منظم به سر کار میرفت.

و با یک شاخه گل به خانه بازمی گشت.

گاهی هم با اثار دستی که خود تولید می کرد  همسر خود را سعی می کرد خوشحال نماید.

اما متوجه شد همسرش در اخبار همیشه نرخ سکه را دنبال می کند.

 تا اینکه فشار مالی به خانواده جنیفر وارد و در بین یکی از مکالمه ها جنیفر بحث سکه و مهریه را مطرح می کند.

مازیار می گوید: مگر تو نمی گفتی مهریه را کی داده و کی گرفته؟

تو گفتی هرگز از من نمی گیری و گفتی این به خاطر احترام به خانواده ها می باشد. 

اما جنیفر می گفت: که تو امضا کردی میخواستی نکنی. حالا که امضا کردی حقمو به من بده . مازیار خانه را ترک می کند ، چون نمی توانست یک میلیارد تومان پرداخت کند.

آن زمان که مازیار سکه قرار داده بود هر سکه ۳۰۰ هزار تومان بود. 

اما پس از مدتی سکه ۵ میلیون تومان شد و مازیار تصور نمیکرد  روزی چنین بشود.

تازه مازیار می فهمید چرا سکه را برای مهریه قرار میدهند و ریال را قرار نمی دهند و چیزی را مشخص میکنند تا هر روز ارزش آن بیشتر بشود.

مهریه و سکه ربطی به عشق و دوستی و محبت طرفین ندارد.

*مهریه باعث شد مازیار کارگاه تولیدی خود را رها کند*

مازیار خانه را ترک می کند و وقتی باز می گردد متوجه می شود جنیفر از خانه رفته است.

او پی برد پس از مدتی جنیفر وکیل گرفته است ، جنیفر سواد کافی نداشت.

اما استخدام یک وکیل که با یک قرار داد از مبلغ نهایی مهریه برای او کار میکرد همه چیز را اسان میکرد .

مازیار دیگر دل و دماغ کار را نداشت. چون میلیون ها سال هم کار می کرد یک میلیارد تومان از صنایع دستی در آمد نداشت.

بنابراین کارگاه را رها کرد و چون زندان را برای خود مجسم می کرد. با اندک پولی که داشت به زیارت چند شهر مذهبی رفت.

بلکه دیگر هرگز در عمرش فرصت گردش و زیارت را نداشته باشد. 

مهریه اجرا شد اما مازیار حتی نمی توانست به رای دادگاه اعتراض بکند.

چون باید کمسیون دادگاه که پنج درصد مهریه بود را پرداخت نماید .

بنابراین منتظر ماند تا تقاضای اعسار از پرداخت نماید . 

در جلسه اعسار ، جنیفر نیز در دادگاه حاضر شد .

جنیفر گفت: این شخص مازیار هر چند خودش مال و اموال خاصی ندارد اما پدرش دارد، این اخرین نسل خانواده خودش است.

خانواده او هر چه دارند بفروشند و پول مرا بدهند.

*جنیفر سال ها به پولی نرسید*

مازیار که نمی توانست مبلغ را پرداخت کند. مدتی زندان رفت و ازاد شد.

اما جنیفر سالها به پول نرسید. تا اینکه ما که امروز داستان جنیفر را برایتان بازگو میکنیم. نامبرده را در دادگاه دیدیم وی گفت  بلاخره توانستم مبلغی را از مازیار بگیرم اما همه خرج شد.

از او راز موفقیتش را جویا شدیم !!!

جنیفر گفت : به همسایه های مازیار پول دادم و چند نفر اجیر کردم.  اخر به من خبر دادند که خانواده او فوت کردند.

و من بر روی ارثیه او انگشت گذاشتم و ۳۵ میلیون پول فقط گرفتم … جنیفر می گفت : اما چه فایده همه را پول هتل دادم و مابقی را پول وکیل اکنون هم مازیار می گوید: طلاقم نمیدهد تا ۳۵ میلیون پولش را پس ندهم. 

اما نه به این راحتی

اما برای آنان که این مشکل را دارند تصور نکنند به همین راحتی سالها عمر این زوج تباه شد.

 مازیار میگوید : بلاخره من باید یک روزی بتوانم سر کار بروم و بلاخره باید دلم خوش باشد به زندگی که کمی پس انداز بکنم ، که حتی روزی بتوانم دندان خودم را درست کنم. 

مازیار دندان های کرم خورده خود را به ما نشان میدهد و از تاری دید خود می گوید؛

که هر چه دارد پول مشاوره وکیل می دهد و حتی نمی تواند در خصوص مهریه خود وکیل بگیرد.

چون وکیل ده درصد کمسیون از کل مشکل مهریه او میخواهد. و ما داستان مازیار را نگارش نمودیم تا درس عبرتی گردد.

مازیار چه می کند در بین این چند سال ؟

مهریه و افزایش قیمت سکه پرونده های دادگستری را به چه شکل افزایش میدهد ؟

مازیار هر روز منتظر رای دادگاه در ارتباط مشکل با مهریه  ماند  و هر جا توانست به رای دادگاه و اعسار اعتراض نمود.

به امید اینکه روزی قیمت سکه پایین بیاید و یا همسرش خسته بشود و یا شوهر بکند و یا خود تقاضای طلاق توافقی نماید.

اما همسر مازیار که از زیبایی بهره خاصی نبرده بود و ۳۰ سال تجرد را قبل از ازدواج تجربه نموده بود میتوانست سی سال دیگر را مجرد باقی بماند.  تا مازیار پولش را بدهد .

لذا مازیار وی را دعوت به زندگی نمود توسط درخواست عدم تمکین در دادگاه بلکه بار بدهی های او با کاهش خرج نفقه کاهش یابد.

  اما همسر مازیار بازگشت به خانه معادل از دست دادن یک میلیارد تومان می دید و نرفتن به خانه فقط ماهی دویست هزار تومان خرج نفقه به او خسارت میزد ، لذا به خانه نرفت.

پاپوش سازی فقط برای دریافت مهریه از شوهر

اکنون این زوج همچنان درگیر و منتظرند برای یکدیگر به نحوی پاپوش درست کردند تا از دست مهریه رهایی یابند ، به طوری که مازیار به فکر خودکشی و یا خروج از کشور و یا … است.

و همسرش نیز در پی این است مازیار را در جایی ببیند و با بردن چند تن از بستگان به عنوان به  شاهد به دادگاه موضوع ضرب و شتم را در دادگاه مطرح بکنند بلکه مازیار در فشار بیشتری قرار بگیرد و از یک جایی پول را تهیه نماید.

به طوری که مازیار میگوید: در خیابان همسرش را می بینید و به او میگوید: چطور دلت می آید با من چنین کاری بکنی؟

و همسرش  در روز بعد شاهد به دادگاه  برد که گواهی بدهند مازیار در ان روز ضرب و شتم نموده است ،

خوشبختانه  دوربین های زیادی  در  بیرون اداره ای نصب بود و مازیار با مدرک تبرئه شد.

و مازیار در پی اثبات افترا اقدام نمود تا بلکه دیگر جنیفر برای او تله و پاپوش درست نکند و یا علیه شهود او به خاطر شهادت دروغ اقدام نمود.

****در کل به خاطر مهریه و پرداخت مهریه مازیار و جنیفر****

  1. ۳ پرونده به خاطر شهود سوری همسرش گشوده شد
  2. ۱ پرونده علیه پدر خانم خود با عناوین مختلف
  3. ۲ پرونده علیه مادر زن خود با عناوین مختلف
  4. ۳ پرونده به دلیل افترا و فحاشی علیه مازیار توسط جنیفر 
  5. ۱ پرونده فحاشی  توسط جنیفر علیه مازیار 
  6. ۲ پرونده ضرب و شتم علیه مازیار توسط جنیفر
  7. ۲ پرونده علیه جنیفر و مادر جنیفر توسط مادر مازیار به دلیل  فحاشی و ضرب و شتم
  8. ۲ پرونده در خصوص اعسار مربوط به دیه و مهریه توسط مازیار
  9. ۱ مرتبه تشکیل پرونده در تهران به خاطر اعتراض به رای دیه
  10. و تعداد بیشماری اعتراض به پرونده در دادگاهای تجدید نظر توسط این زوجین
  11. و پرونده های دیگر ….
  12. این زوج پس از اغاز ماجرای مهریه ده ها پرونده را اغاز کردند و همچنان نیز در دادگاه  درگیرند

افزایش پرونده های دادگستری با ارتباط مستقیم با پرونده مهریه و سکه 

هر شخص پس از شروع پرونده طلاق و مهریه میتواند ۲۰ پرونده برای حل مشکل بگشاید

مازیار که سالهاست کار نمی کند چون برای بیکار بودنش تقاضای اعسار نموده بود نه حساب بانکی دارد از ترس مصادره و نه چیزی میخرد و نه به نام خود میزند . لذا یک تولید کننده به خاطر ازدواج و مهرش کلا از صفحه روزگار محو شد

*و اما همسرش چه کرد ایا او تولید کننده شد ؟

همسرش مدتی در مکان های مختلف مشغول به کار شد.

تا هزینه وکیل را بدست بیاورد. و با اشتغال و دست فروشی خرج جنگ علیه شوهر خود را تامین می کرد.

 باز مازیار با افزودن به پرونده های دادگستری علیه همسرش شکایت نمود.

وی شاهد و ادله به دادگاه برد تا اثبات نماید همسرش چند ساعتی دیر وقت خانه می رود.

بلکه جنیفر بیکار بشود و کمتر پول وکیل بدهد. تا کمتر به خاطر مهریه و… به او فشار بیاید اما جنیفر هم در دادگاه با او جدال میکرد.

و در هر مرتبه شغل خود را تغییر میداد. دوباره مازیار برای شغل جدید او پرونده ای دیگر باز میکرد. و داستان پرونده بازی این دو که فقط مربوط به مهریه است همچنان ادامه دارد




بدون نظر

ثبت نظر

منتظر پاسخ هستم

 


صفحه 1 از 11

Copyright (C) 2010-2015 p30pic.com All rights reserved

حق کپی رایت محفوظ ... این سایت تابع قوانین کشور زیبای ایران می باشد

X close
Xclose
فروش مبلمان مدرن امسال