ketab-ghanon

کتاب قانون نظارت بر رفتار قضات سال 92 و شکایت از یک قاضی

بسیاری از اشخاص به محض ورود به دادگستری و یا دریافت رای ، همینکه از رای صادره دادگاه رضایت نداشته باشند ، تصور میکنند باید از قاضی شکایت بکنند ، در حالی که برای هر موضوعی در سیستم دادگستری تعریفی درنظر گرفته شده است و در بسیار از اوقات خطا از قاضی پرونده نیست ، مطالب بسیاری نیز در خصوص قوانین جدید و کتاب قانون رسیدگی به رفتار قضات سال 92 یا عناوین از این دست در اینترنت منتشر شده است اما هیچ کدام از موارد ذکر شده در واقع دلیلی برای مراجعه اشخاص به دادگاه انتظامی قضات نمی باشد

وکلا نیز در هنگام مراجعات حضوری یا اطلاعاتی در این خصوص ندارند چون به دادگاه انتظامی قضات مراجعه نکرده اند یا مطلب این صفحه اینترنتی را نخوانده اند یا به خاطر مسائل شخصی تمایلی ندارند به موکل خود اطلاعات بدهند تا بیشتر سرگردان بشود

ghanon-ayeen-dadrasi-kifary ghanon-aeen-dadrasi-madani

وقتی دو شخصی در دادگاه علیه یکدیگر  اقدام میکنند  گاهی یک برنده و یک بازنده دارد و گاهی اشخاص از رای صادر شده ناراحت هستند ، دادگاه تجدید نظر در این خصوص وجود دارد که شخص می تواند با رای دادگاه بدوی در دادگاه تجدید نظر اعتراض نماید

در صورتی که در پرونده ای در دادگاه تجدید نظر نیز رای صادر شده باشد اما شخص از رای صادر شده ناراضی باشد و یا دلایلی و یا مستنداتی دیگر وجود داشته باشد و یا مستندات جدید دیگری به دست شخص رسیده باشد می تواند با ارائه و نگارش متن لایحه به دادگاه و دیوان عالی کشور دوباره پرونده را در دستور کار جهت بررسی قرار بدهد

و البته ارسال پرونده به دادگاه دیوان عالی کشور به منزله ارسال یک رو نوشت و یا کپی از پرونده است و اصل پرونده جهت اجرا در دادگاه بدوی باقی می ماند ، یعنی فقط یک مرتبه اصل پرونده از دادگاه بدوی به دادگاه تجدید نظر ارسال میشود و در دیوان عالی کشور اصل پرونده ارسال نمیشود و یک رو نوشت از آن ارسال میشود در صورتی که دیوان عالی کشور دستوری بدهند مبتی بر اینکه اعتراض بعمل آمده صحیح می باشد و این ابلاغ به دادگاه بدوی ارسال بشود از آنجایی که دادگاهای تجدید نظر دادگاه عالی به حساب می آید رای صادر شده مقدم و در اولویت دستور کار و اجرا قرار خواهند گرفت و در واقع دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور قدرت جلوگیری از اجرای یک حکم با وجود مستندات قوی را دارند

یعنی چنانچه به حکمی اعتراض داشته باشید لزومی به شکایت از قاضی پرونده نیست ، زمانی می توانید نسبت به عملکرد یک قاضی در دادگاه انتظامی قضات شکایت کنید که عملکرد وی خلاف قانون باشد ، عملکرد خلاف قانون یک قاضی باید با سند و مدرک باشد و سند مدرک شما با نگارش شماره ماده قانونی آن باید در لایحه نوشته شده شما درج بشود ، جهت یافتن ماده و تبصره لازم باید کتاب قانون آیین دادرسی  کیفری جدید سال 92 یا کتاب قانون ایین مدنی سال 92 یا کتب نگارش جدیدتر آن را مطالعه بفرمایید

کتاب قانون نظارت بر رفتار قضات ، مربوط به مشخص نمودن میزان جرایم یک قاضی می باشد و تعریف آن در جهت اطلاع و اجرای آن مربوط به دادگاه انتظامی قضات می باشد اما در هر لایحه باید در قانون جرم مذکور و لایحه آن را درج نمایید که این مربوط به کتاب ایین دادرسی مدنی و کیفری می باشد بدیهی است چنانچه تخلف صورت گرفته باشد می توانید به مواد دیگر از کتاب قانون اساسی یا کتب دیگر اشاره کنید اما در اصل باید ماده مذکور را از کتاب ایین دادرسی بیابید چنانچه تخلف قاضی مربوط به بخش دادرسی وی باشد

در  ساختمان کاخ دادگستری در بخش دادگاه انتظامی قضات تعداد مراجعات که به اشتباه به علت کمبود اگاهی مراجعه میکنند بالاست  که 99 درصد این مراجعان تصور میکنند در صورت اعتراض به یک رای باید نسبت به آن قاضی اقدام کنند که این اشتباست .

به عنوان مثال چنانچه به رای یک پرونده معترض هستید و تصور میکنید به مستندات توجه نشده است یا رای صحیح نبوده است ، مرجع رسیدگی کننده به چنین مواردی دادگاهای تجدید نظر و یا دیوان عالی کشور می باشد و این مربوط به دادگاه انتظامی قضات نمی باشد . همین اطلاعات میتونه هم کلی شما رو از سرگردانی دور کنه هم جلوی کلی هزینه های اضافی رو بگیره . تشکر یادتون نره ! خخ

چگونه باید ماده قانونی و لایحه رو بیابیم و برای لایحه برای دادگاه انتظامی قضات از آن استفاده کنیم ؟ باید عملکرد خلاف قانون قاضی  در صورتی که مربوط به دادرسی آن باشد در کتاب قانون ایین دادرسی درج شده باشد و در ماده مذکور درج شده است که مرجع رسیدگی کننده نیز دادگاه انتظامی قضات است ، چنانچه در کتاب قانون ایین دادرسی کیفری یا مدنی یک ماده درج شده است مثلا نوشته شده عدم توجه به مستندات از جرایم یک قاضی است اما در بالا در کنار تعریف آن ماده قانونی نوشته شده است دادگاه تجدید نظر یا دادگاه عالی کشور ، در این صورت شخص برای ابراز آن لایحه و ماده باید به دادگاه تجدید نظر و یا دیوان عالی کشور مراجعه نماید و لایحه خود را برای آن مکان بنویسد

خیلی اوقات اشخاص به دادگاه تجدید نظر مراجعه میکنند ویا دادگاه قضات و می گوید نمی دانم چرا رای اینطور صادر شد ! و یا اصلا از محتویات پرونده خبر ندارند ، که این کمبود اطلاعات اشخاص از پرونده خودشان هم باعث رنجش خودشان هم باعث اتلاف وقت دستگاه های دیگر می شود ، و زمانی که این اتفاق می افتد که اشخاص از حقوق قانونی خود مطلع نیستند که آن حق مطالعه پرونده می باشد

بسیاری از وکلای سودجو از کمبود اطلاعات موکل خود استفاده می نمایند و این حقیقت که در قانون تعریف شده که مطالعه یک پرونده حق شاکی و متشاکی در پرونده می باشد و هر قدرتی و اختیاری که یک وکیل دارد در واقع از موکل خود بدست می آورد و قدرت وکیل در اجرا و برسی مطالعات بیشتر از موکل نمی باشد بلکه قدرت موکل بیشتر است در مطلب دیگر به این موضوع خواهیم پرداخت !

کاناپه تخت شو