دانلود انواع عکس و تصاویر - پی سی پیک - Part 5

 

شعر سار و خفاش از سید سحر قهاری فر

sar-khofash

عاشق پرنده ای شده بودم نامش سار بود
سه شب بی قفس در خانه من آزاد بود
شاید به چشم هر کس سار سیاه و زشت است
دوستدار کردا و هوشش بودم و هر چه هست
عاقبت بر اثر غفلت مرد
مرگ او خاطر می آزرد

مادرم اندوه و گریه مرا میدید
برای دل من از هر باغ گل میچید
گفتم زیبایی گل در نگاهم هیچ است
وقتی سار من خفته در خاک پست
مادرم گفت پرنده لاغر و سیاه کثیفی آن سار بود
اگر زنده در کنارت می ماند از وفایش میبود
پس از دل برون ریز بسپار سار به فراموشی
سار بی وفا که خود را کشت در خاموشی

به خاطر مرگ آن سار هر کسی مقصر میپنداشتم
از پزشک و نزدیکان هر چه به نزدم داشتم
به مادرم گفتم تو بودی سارم کشتی
شاید آن کار اخرت دل شکست حرف های درشتی

روزی پرنده سیاه دیگری را گفت برایت یافتم
زود با من بیا ببین چه قفس زیبایی برایش بافتم
همچون سار تو سیاه و نحیف و خوشگل
پر ها و ظاهرش همچون سار مینشیند بر دل
آن روز به همراهش رفتم
دل تنگ سار به آنجا میرفتم
اما او شبیه سار من نبود
یاد آن پرنده دوباره خاطرم می آزرد
پرنده جدید میگفت من آنم
با صدا التماس بگذار بمانم
برو من عاشق سارم حرف ها را گفتم
اما تا منزل آن پرنده نشست بر پشتم

مدتی گذشت به یاد آن سار قدیم او را پذیرفته بودم
چون پرش سیاه بود آن پرنده را نیز سار نهاده بودم
….
همه چیز در خانه برایش ساختم
از هر لانه و دانه هزاران برایش ساختم
او را به چشم آن سار دوست میداشتم
بدی و کج خلقی و ظلم او نیک میپنداشتم
با فریب خود تصور میکردم سار من این است
آن ساری که سالها خفته بود در خاک پست
——
اما در حقیقت پرنده جدید سار نبود
پرهایش سیاه و لاغر اما دلباب نبود
این پرنده جدید فقط خفاش سیاهی بود
بلای جان چون افت و بیماری بود
——-

گفتم خدایا خفه در گور زنده ساز با خود بد کردم
شب ها بر گور سار گریه ها میکردم
به حال روز خود گریه این خفاش سارم نیست
ای سار خفته در خاک باز آیی توانی در من نیست

ای سار بدان به ظاهر زنده اما در گورم

هنوز آن پر سیاه به جا مانده می بویم
به یاده آن سار مدتها خفاش تحمل کردم
از گور برون آی به خاطر تو چنین میکردم
باز آیی و آن لانه  خود را پس گیر
یا مرا چون خود به خاک بر و جانم گیر
——

شعر داستان یک پرنده – ارسال شده توسط سیده سحر قهاری فر

شعر داستان یک پرنده

 

Bird-lyrics

پرنده ساکت و خاموشی آمد به خانه من
بال هایش زخمی و با تردید نگاه میکرد بر من
ابتدا جیک جیک و صدا و زبانش نامفهوم
با دهان خود غذا میریختم در آن منقار و حلقوم
کم کم صدایش آشکار شد و فهمیدم معنی آن
جیک جیک مبدل گشت به زبان انسان
ذهنش چون خورشيد و قلبش چون ماه
از پرتو صدایش مي تابيد بر ما
شبی مرا گفت منتظر بمان و استوار چون ديوار
سریع باز ميگردم و محو بشود اين غم و بار
لانه خود را خواهم ساخت در میان خانه تو
می خواهم بمانم همیشه در کنار تو

گفتا بگذار امشب به آسمان پر بکشم
تکه ای از پل یا هر چیز چوبین  شکنم
خرده چوب از این سو آن سو خواهم یافت
منتظر باش از آن لانه ای خواهم بافت
قول ها داد و قول ها گرفت از ما
می خواهد بسازد لانه ای در خانه ما

گفتم بگذار با هم برویم یا روز برو بهتر میدانم
ای پرنده در شب و دیر وقت به مصلحت نمی دانم
برای او داستان ها گفتم از شکارچی و شغال
از موجودات دروغگو و بد و حتی رمال
گفتا صبر و تحملم کم و زودتر باید بروم
تا هر چه سریعتر به ساخت لانه ام برسم

پرواز کنان برفت و ماندم در بی خبري
بيدار و منتظر از شب و تا صبح سحري
پر کشید و رفت و یادش بجا ماند در خانه دل
خاموش بگشت آن همه شور شعف در منزل

صبح ها و شب ها خاطرم آشفته بود
آن پرنده در کجا بنهفته بود

مدتی بعد به بازار پرنده فروشان رفتم
از دیدن او در قفس صیاد بسیار آشفتم

گفتا به هنگام پرواز به زیر پایش دید چند دانه
او که میرفت به یافتن چوب برای لانه
آن شب به روی زمین نشست برای خوردن دانه
عده ای شکارش کردند بسیار استادانه

آن دزد های شبرو آشفته حال
پرش چیدند و در قفس پرچمش کردند بر ديوار
گفتا عاقبت او از من نهان
چون پر و بال او کوتاه و صدایش پنهان
معصوم بيگناه با دلي پر خون
فريبش دادند آن کور دلان مجنون

ابتدا خشمم از او بسیار زیاد
چون به او گفته بودم داستان ها از انسان و صیاد
گفتم توانم آزادی تو را از قفس بخرم
دوباره تو را به آن خانه ببرم
خروار خروار چوب اوردم در آن خانه
اکنون میتوانی بسازی در هر کجایش یک لانه
پرنده گفتا اکنون لیاقت من این است
بمانم زیر دسته شکارچیان حقه باز و پست
گفتم بگو برایت چه کنم
اکنون توانم این قفس پرنده را بخرم
اجازه ای نداد و سکوت میکرد
با قهر و سکوتش پشت به من میکرد
گفتا برو نیازی ندارم به تو وآن خانه
نگران من نباش در قفس هست انوع هر دانه
نگاهش کردم گویی او آن پرنده نبود
صبح و شب نوایی خوش برای من می سرود
ناراحت از گفتار  از پیشش رفتم
و او نیز ناراحت از من چون تنها میرفتم

 

ارسال اشعار به پی سی پیک با ایمیل زیر

mynatilos  @  gmail . com

آموزش بافت شبه قالی زیبا با کیسه و گونی

آموزش بافت شبه قالی با کیسه و گونی

این تصاویری که مشاهده میکنید نه فرش هست و نه موکت نه حتی زیر پایی
اسمش شبه قالیه
اما من بهشون میگم کیسه کاموایی اولین باری که چشمم بهشون افتاد کلی علاقه مند شدم و وقتی یادگرفتم انقد راغب شدم و پشت هم وقتای فراغت درست میکردم و گاهی حتی به قیمتی فروختمشون و برای تولد دوستان و آشنایان و اعضای خانواده هم بهترین کادو بودتصمیم گرفتم اموزشش رو براتون بذارم بااینکه میدونم شاید خیلی ها طرز ساخت و یا بافت این کار رو بلد باشید

آموزش
اول از همه تهیه کردن وسایل مورد نیاز:(کیسه برنج)که بسته به اندازه ی مورد نطرتون برای طرح میتونه کیسه ی ده یا پانزده کیلویی باشه دقت کنین کیسه برنجی به رنگ سفید باشه و بافتهاش کوچیک باشنّ و از گونی و کیسه های بافت درشت استفاده نکنین
(سورنگ یا امپول) به این صورت که سرنگ رو تهیه کرده و سوزنش رو برمیدارید و فقط ازون شی پلاستیکیش که شبیه جک هست رو استفاده میکنین
(سوزن مخصوص که من از سوزن لحاف دوزی استفاده میکنم)
(کاموا .سعی کنید حتما کاموای ندل بهاران باشه که ریز و قابل دوختن در کیسه باشه)
2.ابتدا با مداد یا خودکارطرح.مورد نطرتون رو  روی گونی برنج میکشید
3.کاموا رو برمیدارین و بوسیله یه سوزن از داخل سورنگ امپول رد میکنین و بعدش وارد سوزن لحاف دوزی یا همون سوزن مخصوص میکنین
3. سوزن مخصوصمون رو به ته سرنگ امپول متصل میکنیم جوری که شبیه خوده امپول میشه فقط بجای سوزن تزریقات سوزن مخصوص خودمون بهش متصل کردیم وکاموا هم ازشون رد داده شده
4.اولین دوختمون خیلی مهمه چون اگه محکم زده نشه باعث پاره شدن کیسمون میشه
شما کیسه رو روی پاهاتون یاهرجای دیگه قرار میدین و سوزن رو مثل کوک زدن لباس وارد اولین قسمت از طرحتون میکنین طوریکه از طرف پشتی کیسه کاموا بیرون اومده باشه و مثل کوک زدن لباس اولین دوخت رو گره زده و امپول رو به طرف بالا میکشیم توواین قسمت باید امپول کاموا و کیسه بهم متصل شده باشن
5.و بعد مثل دوخت لباس کاموا رو بوسیله ی امپول در طول طرحمون میدوزیم به این صورت که وارد کیسه میکنیم و بیرون میاریم بطور کامل در نمیاریم جوری دربیارید که در طرف پشتیه کیسه کاموا بصورت ریشه ریشه اصافه مونده باشه درست مثله برجستگیای طرف اصلیه کیسه که توو شکل ها قابل مشاهده هست
6.همینطور ادامه میدیم و مثل نقاشی تمام کیسه رو میدوزیم و طرح ما شکل خودش رو میگیره
7دراخر هم برای دوور تا دوور کیسه برای جلوگیری از بازشدنش اول شمع یا شعله کبریت رو میاریم و چهاگوش کیسه رو اندازه ی یک سانت میسوزونیم اینکار از بازشدن کیسه جلوگیری میکنه. و چهار گوشه کیسه رو با سوزن معمول بزرگ و کاموا کوک میزنیم درست مثله دوخت لباس
و کیسه کانواییتون که حالا شبیه یه فرش به نظر میرسه اماده میشه و از دیدنش میتونین لذت ببرین

آموزش بافتنی توسط : مریم

آموزش بافت شبه قالی زیبا با کیسه و گونی

برای مشاهده عکس ها در اندازه بزرگ و دانلود تصاویر بر روی تصویر مورد نظر خود کلیک کنید

click several times on the pics to see them in bigger sizes & download them



صفحه 5 از 67812345678910...203040...قبلی »

Copyright (C) 2010-2015 p30pic.com All rights reserved

حق کپی رایت محفوظ ... این سایت تابع قوانین کشور زیبای ایران می باشد

X close
like us on google plus