داستان تصادف ماشین


کلیه عکس های سایت را به سهولت دریافت کنید مبل ها بازی آنلاین لرد ها
slide
slide
slide
Prev
Next


داستان تصادف ماشین

داستان تصادف خودرو

در خیلی فرهنگ ها تصادف ها نه تنها باعث دعوا نمیشه بلکه چیزهای خوبی اتفاق می افته !

در خانواده من اینطور میگن یکی از دختر خاله هام که خیلی ترشیده بود ، در جاده یک ماشین بهش برخورد میکنه  و بعد راننده عاشقش میشه و ازدواج میکنن و الان هم خیلی خوشبختن !

هیچ وقت واسه دور زدن با ماشین در جایی که میدون وجود داشت جاده رو نمی بریدم

اون روز نمی دونم چم شده بود  سیصد متر با میدان فاصله داشتم اما تصمیم گرفتم نرسیده به میدان با ماشین دور بزنم تا سریعتر به خانه برسم، از آینه عقب رو نگاه کردم ماشینی نبود که بخواد بهم برسه ، راهنمای چپ رو زدم و بعد فرمون به سمت چپ گرفتم ، اما ناگهان صدای بووووم به گوش رسید

ووواااییی

یه ماشین از پشت سرم می خواست سبقت بگیره کوبید به سمت چپ

و تصادف کردم

اونم تنها لحظه ای در عمرم می خواستم خلاف دور بزنم !

راننده از ماشین پیاده شد ،تا دستی رو کشیدم راننده فحش و ناسزا رو کشید

فریاد می زد : بیا بیرون ، فلان فلان شده … گوسفند ، اسب ، غاز ، و تمام حیوانات رو نام می برد

به حرفاش کمی دقت کردم و به سمت ماشینش رفتم

راننده تاکسی ها تصور کردن که می خوام به خاطر توهین اون رو بزنم !

یکی دو نفر سمت من اومدن و منو به کنار بردن

ماشین راننده رو دیدم ، پراید بود ، چیزیش نشده بود ، بجاش با سپرش رفته بود توی ماشین من

به راننده گفتم آقا ماشینت طوری نشده بیا با هم بریم پیش یک صافکار درستش کنم

راننده فریاد زد ، فلان فلان شده ، بریم ؟ کجا بریم ؟ گواهینامه نداری هان ؟ بزنمش ال و بلش کنم و..

رفتم داخل ماشین نشستم ، شماره صد و ده رو گرفتم

گفتم من تصادف کردم ، مقصر منم و نزدیک میدون هستم لطفا تشریف بیارید

راننده اومد کنار پنجره ماشین ، و به دور ماشینم می چرخید ، جلو شیشه می اومد و انواع اسامی حیوانات رو نام می برد

به قیافش نگاه کردم ، چرا می خواست منو تحریک کنه که عصبی بشم تا بزنمش !

راننده های دیگه اون رو به کنار می بردن و سعی میکردن آرومش کنن تا دعوا نشه

بهش گفتم اقا ماشینت که خسارت ندیده ماشینتو از وسط جاده بردار ، بذار ماشین های دیگه عبور بکنن

راننده بد دهن : نه صحنه جرم رو بهم نزن ، افسر بیاد کروکی بکشه !

 گفتم: اقا ماشینت که طوری نشده منم که میگم مقصر خودمم راه رو باز کن مردم رد بشن

راننده : نه ، و باز اومد جلوی ماشینم و توهین میکرد

به قیافش نگاه کردم گفتم : آقا امروز تو یه چیزیت هست ، با شخصی حرفت شده یا از چیزی ناراحتی فحش هاش رو به من میدی ؟

راننده یه نگاه به من کرد و دوباره رفت پیش بین جمعیت فریاد زد :

از کجا معلوم یکی بهش پول نداده باشه که بکوبه به ماشین من ؟ چرا کوبید به ماشین من ؟

از ماشین پیاده شدم ، رفتم سمتش ، گفتم اقا ماشینت که طوری نشده چرا الکی حرص می خوری با ده هزار تومن درست میشه بیا بریم پسر عموم صافکار ماهری هست

یک بسته ادامس شیک از جیبم در آوردم ، و بهش تعارف کردم !

دوباره فریاد زد : گوسفند ، اسب ، الاغ و….

خلاصه افسر اومد یک پیر مرد ریش سفید با یه لبخند ، گفت به من زنگ زدن فهمیدم ماجرا از چه قراره

گفتم جناب این اقا ماشینش خسارت ندیده ، ولی مقصر منم ماشینم هم داغون شد ، این اقا یه بند داره بهم توهین میکنه

راننده بی ادب اومد کنار افسر ، به قیافش نگاه کردم با اینکه این همه مثلا حرص می خورد و توهین میکرد اما ریلکس بود وقتی متوجه شد مدارک من کامله یه کم بیشتر حرص خورد !

افسر بهش گفت : تصادف تصادفه واسه همه ممکنه پیش بیاد ، اما زشته توهین میکنی اونم به خاطر یک تصادف

راننده بی ادب : فحش دادم ، که دادم ، می خواستم کاره دیگه بکنم ، فوقش یکی می زنیم یکی می خوریم !

افسر : ماشینتو از وسط جاده بردار

 راننده بی ادب :  نه بیا کروکی بکش

 افسر :  اقا برررش دار ببر جلوی کیوسک راهنمایی رانندگی پارک کن

رفتم داخل کیوسک ، جزئیات شماره گواهینامه و مدارکم رو وارد کامپیوتر می کردن

یک برگه به من دادن برگه جریمه رو نگاه کردم اما لرزش دستام توجهم رو جلب کرد و برگه رو  داخل  جیبم گذاشتم

راننده بی ادب وارد کیوسک شد

دوباره شروع به غر زدن کرد ، افسرها هم کنارم بودن

گفتم : جناب من داشتم از جایی دور می زدم که نباید دور می زدم ، اما از آینه عقب ماشین رو نگاه کردم ، چراغ های راهنمای چپ ماشین رو هم روشن کردم ، پشت ماشینم خالی بود ، این اقا وقتی دید که از جای خلاف دارم دور می زنم ، با تمام سرعت اومد کوبید به ماشین من ، برای اینکه ظاهر حق به جانبی به خودش بگیره کلی به من توهین کرد و فحاشی کرد با این حال فکر نکن من نمی دونم چیکار کردی ، ماشینت هم خسارت ندیده ، با ده هزار تومن صاف میشه و من میگم مقصرم

راننده بی ادب هیچی نگفت سکوت کرد

افسر گفت خب صورت همدیگر رو ببوسین شماره تلفن همدیگر رو بگیرن تا برین بیمه !

راننده بی ادب : من ؟ شماره چرا بدم ؟ ماشینم خسارت دیده

راننده که برگه جریمه رو دست من دید خوشحال شد

گفت همین ؟ یه برگه جریمه ، مدارک و بیمه اون رو که دادین به من ، ماشینشو هم ببرید پارکینگ

گفتم : اره همین ؟ فقط همین ؟ در ماشینت طناب نداری که دست و پای من رو هم ببندن ؟ و یا با چوب بزنن ؟ نگاش کردم لبخند زدم گفتم ماشینت فقط یه خراش برداشته ارزششو داره این همه به من توهین میکنی ؟

گفت خوبه حالا کاره دیگه باهات نکردم

بلند شدم تو چشاش نگاه کردم ، گفتم ببین این همه توهین کردی ، چیزی بهت نگفتم ، بخوای منو بزنی هم من نگات میکنم

افسر گفت : اینم برگه جریمه شما

راننده بی ادب : منو چرا جریمه میکنید ؟ من خسارت دیدم ! مقصر اونه ،

افسر سالخوره : تو مقصری که بعد از تصادف جاده رو گرفتی بستی و طبق ماده … مشمول جریمه میشی !

از کیوسک اومدم بیرون

کارت ویزیتم رو به راننده بی ادب دادم

رفت توی ماشینش نشست ، گفتم به خاطر یه خراش کوچیک کلی  توهین کردی

گفت من مگه چی گفتم ؟

گفتم اسم همه حیوانات  جنگل رو تکراری میکردی

راننده بی ادب : خب مگه چیه ؟ همه به من از این حرفا می زنن گوسفند و این چیزا ! منم حالا یه چیزی گفتم

یه بسته ادامس شیک از جیبم در آوردم ، گفتم بیا این ادامس رو بخور ماشینت هم طوری نشده حرص نخور

فریاد زد : نمی خوام اقا ، ولم کن اقا ،

آدامس رو روی داشبرد ماشینش گذاشتم و شمارش رو بهم داد تا برای تعمیر ماشین بتونیم با هم ملاقات کنیم

و رفت

ماشین خودم ولی داغون شده بود منتها واسم مهم نبود ، چند ماهی میشد پسر عموی صافکارم رو ندیده بودم

بهش زنگ زدم گفتم پسر عمو تصادف کردم

پسر عموم خوشحال شد ، گفت بیار درستش کنم ما در خدمتت هستیم

منم خوشحال بودم که پسر عموم رو دوباره می بینم اما حرفای راننده از ذهنم می گذشت چرا این همه دور من می چرخید و توهین میکرد یا ازم می خواست که باهاش کتک کاری کنم بهم میگفت یکی تو می زنی یکی من !

و هر دفعه اینو می گفت با خودم فکر میکردم که به خاطر خراش دو جسم فلزی که خسارتی ندیدن ما دو جسم سالم رو بکوبیم به هم و داغونش کنیم !

به ماشین خودم نگاه کردم ، کم کم تونستم راننده رو درک کنم

چون اون تصور میکرد مدل ماشینم بالاست و یا تصور میکرد که خیلی خسارت زده ، دائم فریاد می زد  و توهین میکرد تا مبادا مقصر خودش به نظر بیاد !

روز بعد ماشین راننده بی ادب درست شد داخل یک تعمیر گاه قرار گذاشتیم ، اثری از اون خراش نبود گفتم ارزش داشت دیروز اونطور به خاطرش حرص می خوردی و توهین میکردی ؟ به خاطر همچین چیزه بی ارزشی ؟

گفت اخه می دونی من و تو چیزی الان نمی بینیم وقتی می خوام ماشینمو بفروشم خریدار از یک کیلومتری می فهمه این تصادف کرده و ارزشش میاد پایین

لبخند زدم گفتم خدایش مابقی بدنه ماشینتو نگاه کن ، جاهای دیگرشو که کوبیدی اون خریدار نمی بینه اینجا که از اولشم قشنگ تر شده قیمت ماشینتو میاره پایین؟ به هر حال ادم به خاطر این چیزا بلوا به پا نمی کنه

راننده بی ادب : جریمه هم شدم وسط جاده ماشینو گذاشته بودم

گفتم : حرفمو گوش نکردی ، ماشینت فقط یک خراش داشت بجاش دور من می چرخیدی می گفتی بیا یکی تو بزن یکی من فکر کن حالا من نه یک جوون دیگه بود و جو گیر می شد و دو تایی همدیگرو رو می زدین می دونستی اونوقت به خاطر زد و خورد و در اماکن عمومی خیلی بیشتر از این حرفا جریمه می شدی ؟ اونم به خاطر خراش جزئی یک ماشین که با ده هزار تومن درست میشه کرد

راننده بی ادب : من ازت عذر می خوام بابت هر چیزی که گفتم اخه خیال میکردم از عمد به من کوبیدی !

گفتم : من که تو رو نمیشناختم تا بخوام از عمد بهت بکوبم به هر حال کارت ویزیت منو داری در آینده کاری مربوط به تخصص من داشتی در خدمتم !

راننده بی ادب لبخندی زد و دست دادیم و از هم جدا شدیم

به نظرتون تصادف دختر خاله من با اون راننده هم به این شکل بود که به ازدواج ختم شده بود ؟

 




بدون نظر

ثبت نظر

منتظر پاسخ هستم

 


صفحه 1 از 11

Copyright (C) 2010-2015 p30pic.com All rights reserved

حق کپی رایت محفوظ ... این سایت تابع قوانین کشور زیبای ایران می باشد

X close
like us on google plus