شعر ساخت کود کمپوست – از سحر قهاری


کلیه عکس های سایت را به سهولت دریافت کنید مبل ها بازی آنلاین لرد ها
slide
Prev
Next


شعر ساخت کود کمپوست – از سحر قهاری

worm-song

شعر کود کمپوست
دو کرم خاکی یکدیگر دوست می داشتند
برای با هم بودن نقشه ها داشتند

برای ساخت کود کمپوست و سود
باغبان خاک تکه تکه و سست نمود

worm-song-2
میان آن دو کرم خاکی دیواری حائل شد
تنها خاک و راه ارتباطی آنان قطع شد
یکی از کرم های خاکی هر دم تونل میزد
تا به جفتش امید دهد گاهی سوت میزد
با تکه سنگ کوچک صدا و یا زنگ
انقدر کوبید که دیوار شد پریده رنگ
سالها بعد کرم خاکی به بالای دیوار در باغچه
دوستش دید همچنان تنها با غم و بغچه

فریاد زد ای نادان این صدای خفته ناشناس و زنگ
آن بی صدا منم تک خطوط و با تکه سنگ
کمی خود را تکان بده بیا به بالای دیوار
تا که از غم و تنهایی جدا شویم اینبار

اما یار معنی صدای کرم ها دیگر در گوشش نبود
چرا که بسیار کود کمپوست ساخته بود
وقتی آن یار در خاک کود کمپوست میپخت
کرم دیگر در انتظار از افتاب بالای دیوار سوخت




بدون نظر

ثبت نظر

منتظر پاسخ هستم

 


صفحه 1 از 11

Copyright (C) 2010-2015 p30pic.com All rights reserved

حق کپی رایت محفوظ ... این سایت تابع قوانین کشور زیبای ایران می باشد

X close
like us on google plus